طبیعت به صورت نظام حالات در فلسفه اسپینوزا
37 بازدید
محل نشر: دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران » بهار و تابستان 1375 - شماره 137
نقش: نویسنده
وضعیت چاپ : چاپ شده
نحوه تهیه : فردی
زبان : فارسی
در نظام فلسفی اسپینوزا سه اصطلاح وجود دارد،که پایه و اساس‏ آن است:جوهر،صفت،حالت.جوهرکه از آن به خدا،و طبیعت طبیعت آفرین هم تعبیر می‏کند، شیئی است،که در خودش است و به نفس خودش به تصوّر می‏آید،نه‏ وجودش متوقّف بر دیگری است،و نه تصوّرش.جوهر واحد و یگانه‏ است،خود علّت خود است،نامتناهی مطلق است،بسیط است،متقوّم‏ از صفات نامتناهی است،که هریک بیانگر آن ذات نامتناهی است.از میان صفات نامتناهی فقط دو صفت شناخته شده است:فکر و بعد یا امتداد.همان‏طور که فکر صفت خداست،بعد نیز صفت خداست‏ همان‏طور که فکر فعّال است،بعد نیز فعّال است.البته برای اینکه‏ ترکیب و تجزیه در جوهر یا خدا پیش نیاید بعد و امتداد به امتداد معقول تفسیر می‏شود،نه محسوس و متخیّل.صفت شیئی است،که عقل آن را مقوّم،یا مکوّن ذات جوهر درک‏ می‏کند.حالت شیئی است،که در شیئی دیگر است،هم وجودش متوقّف‏ بر دیگری است،و هم تصوّرش.عالم،یا ماسوای الباری حالت نام‏ گرفته است که با ضرورت ازلی لز ذات جوهر منتشی می‏شود، همچنانکه از طبیعت مثلث برمی‏آید که زوایایش برابر دو قائمه است. بنابراین،نظام هستی نظام حالات نامیده شده است و ما در این مقاله با عنوان‏"طبیعت به صورت نظام حالات‏"به اختصار و اجمال به بیان آن پرداخته‏ایم امید است که مفید و سودمند باشد.آمین یا ربّ
آدرس اینترنتی